تبليغاتX
قلمرو روزنه های بسته
قلمرو روزنه های بسته
یکشنبه 21 اگست 2005 - 31 اسد 1384

 

 

در اینجا  عکس های زیبای از ایستگاه های ظریف مترو های جهان را میبینید. پاره ای از این عکس ها نشاندهنده هنر مدرنیست که در اثر سهولت های کار با کمپیوتر بوجود آمده است. ضمناً کارهای هنری پرارزش دیگری را نیز مشاهده میکند که چندین دهه قبل دست به ایجاد آن زده شده است.

با دیدن این عکس ها به این اندیشیدم که پس از مرحله توفانی چور ملی در کشور، آیا خواهیم توانست، روزی عکس یکی از ایستگاه های متروی کابل را نیز در ردیف این عکس ها ببینیم؟

گرچه این آرزو ما را به یاد بیت معروف «  خانه از پای بست ویران است خواجه در فکر نقش ایوان است » میاندازد اما امید را نیز نباید از یاد برد.

 

 

 

 


  

مسلمانان متحد شوید!

 بازنگری جدید میتواند اعتقادات تانرا با عصر کنونی سازگار سازد

 

سلمان رشدی

شماره  11  اگست 2005  نشریه  تایمز 

برگردان: ضیا افضلی

 

 

زمانیکه « سِر » اقبال سکرانی رهبر شورای مسلمین بریتانیا، پذیرفت که « فرزندان ما » مرتکب بمبگذاری های هفتم جولای لندن شده اند، تا جاییکه به خاطر دارم این نخستین باریست که یک مسلمان بریتانیایی مسؤولیتی در قبال تخطی  شماری از اعضای کمیونیتی اش را میپذیرد.

ارچند این همان سکرانی ایست که در سال 1989 در باره مولف رمان « آیه های شیطانی » گفته بود: «اتفاقاً مرگ چیز ساده ایست!»، اما اکنون بجای انتقاد از خط مشی خارجی امریکا یا اسلام هراسی، حادثه بمبگذاری را یک « چالش ژرف » برای کمیونیتی مسلمانان خواند. تونی بلیر عزم داشت تا وی را به عنوان یک چهره ای شاخص و پذیرفتی اسلام « میانه رو سنتی» مفتخر سازد و بدین وسیله میل وافر حکومتش را به دلجویی از مذهبیون  نمایانده و به اثبات رساند که گزینش واقعی وی چگونه است.

سکرانی یکتن از حامیان با نفوذ آقای بلیر است که از اظهارنظر انزجارآمیز  مذهبیون برعلیه سیاست های بلیر، همواره انتقاد نموده است.   وی اخیراً بتاریخ 13 جنوری گفت: « پدیده ای بنام تروریست اسلامگرا وجود ندارد. این یک عمل زشت است.  این که میگویند مسلمانان تروریست اند، به زودی  مردود خواهد شد.» دو هفته بعد تشکیلات وی در لندن، مراسم یادبود از قربانیان یک کشتار جمعی را که 60 سال قبل بخاطر نجات « اشویتز» به هلاکت رسیده بودند، تحریم نمودند. اگر « سِر » اقبال سکرانی یکی از بهترین  مسلمانان پیشنهاد شده از سوی آقای بلیر است، پس ما دچار مشکل هستیم.

قضیه سکرانی نشاندهنده ضعف استراتیژی حکومت در خصوص اعتماد به سنتگرایی های مذهبی -  در واقع ارتدوکس-  مسلمانان [بریتانیا- م ]  بخاطر کمک به قلع و قمع افراط گرایی اسلامی است. اسلام سنتی متشکل از قشر وسیعیست که شامل میلیون ها مرد و زن مقاوم و مدرن میشود، اما علاوه بر این شماری را که برخورد کهنه پرستانه ای در مقابل حقوق زنان دارند، کسانی را که همجنس گرایی را بی دینی میدانند، عده یی را که مخالف آزادی بیان اند، شماری را که عقاید ضد سامی دارند و بالاخره کسانی که عدم توافق شانرا با  فرهنگ ها و گروه های دیگر مذهبی مانند عیسیویان، یهودیان، هندو ها و مردمان بی اعتقاد بصورت آشکار ابراز میدارند.

هستند شماری از مسلمانان سنتی که با تداخل در جوامعی دارای نفوس وسیع،  دست به ایجاد آشوب  و برانداختن بنأ زندگی هایی میزنند. از میان همین جوامع از هم پاشیده و آشوب زده شماری از جوانان به صورت دفاع ناپذیر از خط معنوی عبور نموده و کوله بار های کشندهء شانرا بدوش میکشند.

ژرفای این خود بیزاری که به تروریزم می انجامد، ممکن در وجود همین جوانان ریشه داشته باشد که برخورد اعتراض آمیزی نسبت به حوادث عراق و جا های دیگری دارند. اما به طور یقین کمیونیتی های -  ممنوع الورد-  مسلمانان سنتیی که در بطن غرب وجود دارند، جایگاهیست که به سهولت میتواند این خودبیزاری را در جوانان  به ژرفا بکشاند و تنها چیزی که برای اینکار ضرورت است، یک عقب گرد به سنت متداول و عقیدهء موروثی است.

هیچ چیزی به جز از یک جهش بازنگرانه که بتواند درونمایه عقیدت اسلام را با عصر کنونی سازگار سازد، نمیتواند موثر باشد. یک جنبش بازنگر مسلمانان که نه تنها بر علیه ایدیولوگ های جهاد مبارزه کند بلکه با ستردن فضای گرد آلود و خفقان آور مدارس سنتگرا ها، روزنه های بسته ای کمیونیتی را بگشایند تا این ساختارها بتوانند در مسیر هوای تازه قرار گیرند. خوب خواهد بود اگر دولتمردان و رهبران کمیونیتی های جهان اسلام تمام تلاش هایشان در چنین امری و ایده ای وقف بدارند، زیرا اینچنین جهش نیازمند ایجاد، ادامه و پشتیبانی خواهد بود. برعلاوه آنچه در بالا آمد، ایجاد یک نیروی تعلیمی که نتایج آن ممکن است یک نسل بعد به مشاهده برسد و وظیفة تحقیق و پژوهش جدیدی را بدوش گیرد که بتواند جایگزین دیکته های معنا گرایان و دگماتیسم باریک اندیش که اندیشه اسلامی امروزی را به ستوه آورده است، لازمی خواهد بود.

این موضوع یک موقعیت عالی بدست آغازگران خواهد داد تا زمینه تعلیمیی را فراهم آورند که مسلمانان در مورد وحی دین شان به عنوان یک حادثه تاریخی بدانند نه چیزی خارق العاده و مافوق آن.

این موضوع میباید مورد علاقه شدید تمام مسلمانان  قرار گیرد که اسلام یگانه دینیست که میلاد آن به صورت تاریخی ثبت گردیده و منشأ آن به صورت بی نظیری نه به شکل افسانه، بکله به شکل یک واقعیت بوجود آمده است. آشکار شدن قرآن در زمانش باعث تغییر بزرگی در جهان عرب گردید. آنها در قرن هفتم میلادی از فرهنگ مادرسالار و چادرنشین به فرهنگ شهر نشینی پدرشاهی انتقال یافتند. محمد(ص) به عنوان یک یتیم، رنج های بیشماری از بابت این دگرگونی متقبل گردید،  و ممکن است  قرائت قرآن نیز به عنوان دادخواستی از دگرگونی ارزشهای سیستم مادرسالاری به سیستم پدرشاهی صورت گرفته باشد. یک دادخواست که با پیروی از سنت های قدیم، مبدل به انقلاب عظیمی گردید، زیرا تودهء وسیعی از مردم  شامل مستمندان، نازورمندان و  یتیمان را که از حقوق خویش محروم بودند، با خود همراه ساخت. سنتگرایان با سرپیچی و روگردانی از تاریخ،  خویشتن را بدست فاشیست های معناگرای اسلامی سپرده اند، و دستور گرفته اند تا اسلام را در زندان آهنین یقین و  مطلق گرایی های نامتغییر، زندانی سازند.

اگر قرآن به عنوان یک سند تاریخی پنداشته میشود، پس کاملاً  برحق است که با یک تفسیر دوباره با شرایط و اوضاع حاضر و عصر نوین سازگار گردد. قوانینی که در قرن هفتم میلادی ساخته شده است، بالاخره یک راهی برای استفادة  نیاز های لازم در قرن 21 میلادی فراهم خواهد کرد. بازنگری اسلامی لازم است از همینجا آغاز یابد. و ایده های پذیرفتی و حتا ایده های مقدسی میتواند در همین مقطع تحت اصلاح درآیند و جوهره اصیلی از آنها برون آید.

تفکر وسیع وابسته به درک و سعه نظر است و گشاده فکری همنژاد صلح و آرامش است. این راهیست که میتواند « چالش ژرف » ی باشد در مقابل بمگذاران. آیا آقای « سِر» اقبال سکرانی و هم اندیشانش متفق خواهند بود که اسلام با عصر نوین سازگار شود؟ این براستی آنان را جزئی از این راه حل خواهد ساخت. اینها فقط جزء سنتی این مشکل هستند.

 

2
POWERED BY
BLOGFA.COM