تبليغاتX
قلمرو روزنه های بسته
قلمرو روزنه های بسته
یکشنبه 24 جولای 2005
 

behtash

۲۴ جولای ۲۰۰۲ روز مملو از مسرت برایم بود. در آنروز پسرم بهتاش بدنیا آمد. امروز سومین سالگردش بود. اینهم عکسش. حقش بود که در بروز ساختن امروز از این موضوع یاد آور میشدم.

 

 

 


نگاهی به چند فلم کوتاه، ازسینمای نوین افغانستان

 

 

مدتی قبل یکی از سامان دهان مجله افغان کامیونیکیتور Afghan Communicator  ضمن سفری  به شهر زیبای کابل اعلام داشت که قصد دارد جشنواره فلم های کوتاه و مستند افغانی را در امریکای شمالی راه اندازی نماید. وی دیداری با مسؤولین افغان فلم، برمک فلم و کابل فلم داشت و توانست شمار زیادی از فلم های کوتاه و مستندی را که در طی سالهای اخیر از سوی  فلمسازان افغانی و غیر افغانی در مورد افغانستان تهیه شده بودند، جمع آوری نماید.

جوانان افغان مقیم امریکا همواره در زمینه های فرهنگی و هنری فعال بوده اند و ابتکارات جالبی را در دست داشته اند. مجله Afghan Communicator نشریه اجتماع جوانان افغان نیویارک است که از سالهای دیری به نشرات کتبی و انترنیتی میپردازد. دست اندرکاران این مجله وزین که همه جوانان آگاه و رسالت مند اند، با درنظر داشت فقدان مسایلی که معرف جامعة ما برای جهان خارج است، بار ها با دایر نمودن کانفرانس های علمی و فرهنگی، در امر معرفی زاویه های  از فرهنگ ما که بصورت گسترده به جهانیان معرفی نگردیده اند، مساعدت بزرگی نموده اند.  همچنان سهم گیری ارزنده گروه های جوانان در امر بازسازی افغانستان نیز موثریت خاصی داشته است.

جشنواره فلم های افغانی در هفت شهر امریکای شمالی با نمایش فلمهای افغانی و یا فلم های در رابطه با افغانستان از شانزدهم ماه اپریل آغاز گردید و تا اوایل ماه جون ادامه یافت.

با وقت کمی که داشتم رفتم بدیدن فلم های این جشنواره. از تفصیلات و چند و چون جشنواره که بگذریم و بیایم روی اصل مطلب که میخواستم نگاهی بیفگنم به چند فلم کوتاه از ساخته های کارگردانان نام آور سینمای افغانستان.

 

 

 

کابل ننداری  Kabul Cinema

 

این فلم 18 دقیقه یی از ساخته های فلمبردار و کارگردان جوان و موفق افغانفلم، میرویس رکاب است که در سال 2003 تهیه شده است. فلم کابل ننداری بعنوان یکی از فلم های برجسته از نخستین تولیدات سینمای افغانستان مورد توجه زیادی از دست اندرکاران سینمای جهانی قرار گرفت و مورد تحسین و تمجید واقع گردید. از جمله جوایزی که این فلم از آن خود ساخت میتوان به جوایز  “The Ellen” for most original film  از جشنواره فلم تامپره Tampere ، Special Mention  از جشنواره فلم اسپن Aspen،Honorary Mention از جشنواره فلم اطفال در هامبورگ و  Special Mention از جشنواره فلمهای کوتاه در شهر رُم یاد آوری نمود.

 فلم سینما کابل با اثر پذیری رگه های از فلم «سینما پردیسو» Cinema Paradise   از ساخته های کارگردان نام آور سینمای ایتالیا، گوسیپی تورناتوری   Giuseppe Tornatore   - برنده جایزه اسکار  فلم خارجی سال 2001 در فلم « Malena  » -  یکی از آرایه های موفق چندسال اخیر سینمای افغانستان است. در این فلم مشاهده میشود که چگونه حبابهای گرایش به هنر در وجود یک کودک 13 ساله میترکد و او را وادار میسازد تا در سیاه ترین دور  زنده گی برای شهروندان افغانستان، بریده های از چندین فلم را در گوشه ای از یکی از سینما های کابل را بیابد و بواسطه وسیله خود ساخته، گویا سینمای برپا میدارد و بدین وسیله توجه شماری از کودکان روی سرک را جلب میکند و در میان این کودکان، دختری را میابد که از دیر باز به وی دلبسته بوده است. این اثر سمبولیک مسحور کن بیننده را قدم به قدم به جول هل میدهد و برای دیدن صحنه های بعدی تشنه تر میسازد. من این فلم را خیلی ها پسندیدم و واقعاً کار عالی است.

ساختار دقیق این فلم با همنوایی فلمبرداری و نورپردازی خیلی ها عالی، نوید آنرا میدهد که در آینده نزدیک ما شاهد کارکرد های ماندگار و مغتنمی از کارگردانان و فلمسازان افغان خواهیم بود.



 

سنگسار Stoning

 

فلمیست از ساخته های کارگردان صاحب نام و رئیس موسسه افغانفلم ، انجنیر لطیف احمدی. این فلم بیست دقیقه ای به مسایل مربوط به احکام و اجرای اعدام سنتی سنگسار میپردازد و آنرا محکوم میکند. سنگسار در مقابل جرایم مختلف از سوی طالبان مرعی الاجرا بود و بار ها اهالی شهر های افغانستان بویژه کابل شاهد سنگسار شدن مردان و زنان، در دوره سیاه طالبان بوده اند.

در این فلم مشاهده میکنیم که زنی شکار هوسهای یک جنگسالار محلی میشود و در نتیجه حمل میگیرد. در فراز و فرود های این فلم مشاهده میکنیم که اجزای جامعه سنت زده همه و همه بر زد زن ستم کشیده یکدست میشوند و بالاخره حکم سنگسار را بر وی جاری میسازند.

این گزارشی از یک واقعیت تاریخی است که نظیر این سوژه ها بسیار در افغانستان روی داده اند. فضای حاکم در این فلم را میتوان خیلی عالی توصیف کرد و اجرای نقش ها از سوی هنرپیشه گان نیز زیبا است.

 

به نظر نگارنده این فلم متاثر از پاره ای از فلم یول  Yol  به کارگردانی یولماز گونی Yilmaz Guney  کارگردان کشور ترکیه که فلمش توانست در سال 1982 جایزه بین المللی فلم « کن »  Cannes  فرانسه را بدست آورد، است. اما لطیف احمدی که مدام سررشته کارگردانی فلم های بلند را داشته است اینک در یک مجال خیلی ها با ارزش به کوتاه سازی پرداخته و کاری در خوری ارایه داده است. لطیف احمدی در فلم نخستینش  اختر مسخره  1981  با یک ورود استثنایی به حریم سینمای افغانستان پا گذاشت. فلم اختر مسخره با هنرنمایی یکی از چهره های برجسته سینمای افغانستان ( فقیر نبی ) رنگینی خاصی یافت. ارچند فلم اختر مسخره را میتوان فلمی اثرپذیر از اثر ماندگاری چون «کوژپشت نوتردام» خواند اما از اثر گذاری های بعدی این فلم نیز نباید چشم پوشید. لطیف احمدی سلسله کارهای ارزشمندش را با ارایه فلم اکشن  گناه 1982 دنبال نمود و بلادرنگ کار روی فلم فرار 1984 را که یک فلمی با آغاز رمانتیک و انجام تراژیک بود، آغاز نمود. لطیف احمدی نستوهانه کارهای هنری اش را دنبال نمود و در سال 1985 با ساختن فلم صبور سرباز یکبار دیگر توانایی های کاری اش را به اثبات رسانید. فلم بلند حماسه عشق 1986  فلم دیگری از این کارگردان موفق سینمای افغانستان بود اما پس از فلم حماسه عشق - گویا داشته های ذهنی لطیف ته کشیده بود -  ساخته های انجنیر لطیف پیمودن سیر نزولی را تجربه کردند. فلم های چون پرنده های مهاجر 1986 و جاسوس 1989 لطیف احمدی چنگی چندان بدل نمیزدند و آنچنانیکه فلم های قبلی وی از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار شده بود،  این دوی آخر بی حاصل از آب درآمدند. انجنیر لطیف فلمی دیگری نیز بنام «گماشته » داشت که نسبت به وقوع حوادث و آغاز جنگهای خونین اوایل دهه هفتاد شمسی، نتوانست آنرا به انجام رساند. وی در غربت نیز دست روی دست نگذاشت و تلاش های در زمینه ساخت فلم های نمود اما آن عده فلم های که وی در غربت ساخته است، همچنان بزودی فراموش شدند و ماندگاریی نداشتند. از آفریده های این دست لطیف میتوان به فلم های عصیان 1995 و عشق پیری     1998  اشاره نمود.

لطیف احمدی اینک دوباره با ساخت فلم سنگسار حضور موثرش را در عرصه سینمای از بحران برگشته افغانستان، تثبیت نمود و اکنون روی فلم بلند دیگری زیر نام « ستاره » کار میکند.



قربانی The Sacrifice

 

فلم کوتاه ( 20 دقیقه یی ) قربانی از ساخته های هنرپیشه شناخته شده افغانفلم همایون پاییز  و فلمبردار جوان میرویس رکاب است که در سال 2002 تهیه گردیده است. تم این فلم حکایت از یک خانوادة دارد که در یکی از روستا های دور افتاده و صعب العبور زنده گی میکنند. مادر خانواده در اثر معالجه نادرست داکتر منطقه وفات میابد. داکتر بعنوان بدل به این خانواده بینوا یک بز میدهد. علاقمندی عاطفی دختر نوجوان خانواده ( مارینا گلبهاری )  به بز به آفرینش صحنه های عاطفی در فلم کمک زیادی میکند. بار دیگر که پسر کوچک خانواده بیمار میشود، پدر که از طبابت مُدرن و داکتر بیزار شده است، به ملای محله رجوع میکند و ملا فرمان میدهد که بخاطر سلامت پسرش ، همان بز داکتر را قربانی کند.

این فلم اشاره به مشکلات مردمان مناطق  اطراف و ولایات افغانستان دارد که چگونه با وجود درگیر بودن با مظاهر خرافات پرستی و تابو گرایی، از داشتن حتا یک داکتر آگاه و وارد به کار محروم اند. تنظیم دیالوگ های جالب بیننده را با فراینده کمیک روبرو میسازد. با وجودی که این فلم حکایت گر درد عمیقی از جامعه سنت سالار است اما کارگردان فلم خواسته است بیننده را در فضای کشدار یک ماجرا قرار ندهد و همواره در جستجوی چیزی قرار بدهد.

اکنون با باز شدن زمینه و برگشت شمار زیادی از دست اندرکاران سینمای افغانستان به ویژه تعدای از جوانان آگاه که در زمینه سینما در کشور ایران به تحصیل پرداخته اند، امیدی است که بحران موجود به سمت مثبتی سوق داده شود. اگر این آرزو را تحقق یافته بپنداریم، میبینیم که شماری از فلمسازان افغان با عبور از سنگلاخ های موانع ایجاد شده از سوی دولتمداران ضد فرهنگ و ارزشهای معنوی مردم افغانستان، باز هم آثار بزرگی آفریدند و یا در حال آفرینش هستند. فلم « خاک و خاکستر » از پرداخته های نویسنده و کارگردان متعهد، عتیق رحیمی گویای روشنی از این مسئله است. فلم های که در بالا از آنها یاد شد، برعلاوه داشتن عناصر روشن و  نوید دهنده برای یک سینمای اصالتمند و قدرتمند، اندیشة تابو شکنی را نیز در اذهان عامه مردم و جهانیان ترویج میکند و از خلاهای اجتماعی سخن میراند، که تار و پود ما را سهمگینانه، نابود میدارند. میباید اینرا به فال نیک گرفت و خوشبین و باورمند بود که سینمای ما به سوی یک تعالی شگرف در حرکت است. اما کار در گسترة آشنا ساختن مردم با سینمای بیشتر ریالستیک و سمبولیک و جدا ساختن آنها از رویا پردازی هالیوودی و بالیوودی، وقت بیشتری میطلبد. البته تلاش های افغان فلم ستودنیست و برحق که در زمینه کوشش های صورت گرفته است و یکی از مثال های برجسته این تلاش ها را میتوان نمایش شمار زیادی از فلم های ایرانی محصول سالهای اخیر سینمای ایران که از ارزش خاصی بهره مند اند، نام گرفت.

 

از  چپ به راست: میرویس رکاب" کارگردان "، فرهاد دریا، میرویس

احمدی " فلمبردار افغانفلم " و همایون پاییز " هنرپیشه و کارگردان "

 

عکس از فرهاد دریا دات انفو 

2
POWERED BY
BLOGFA.COM