
مرگ احمد ظاهر؛ یک حقیقت یا یک انتحار
صدای سحر آمیز احمد ظاهر را کشتند. بلی؛ به همین آسانی که گفتم. او را کشتند.
یک روز آفتابی اواسط جون 1979 بود. ظاهر به اتفاق یکی از دوستانش که محبوب الله پاچا میخوانندش، با دو گلولة حادثه آفرین دیگر – که این سه تن آخری روزگار خوشی را در اینسوی آبها میگذرانند - هوای شمال کشور را نمود، و از همان راهی که رفته بود، فقط جسم خسته و بیروحش را باز گرداندند.
تا همین اکنون قصه های زیادی را در مورد مرگ اسرار آمیز احمد ظاهر شنیده ام. برخی با استفاده از حس واقعه نگاری به بیان موضوعات خارج از تصور نیز پرداخته اند و کسانی نیز با استناد به برخی رشته ها و روابط احمد ظاهر با افراد شاخص و دست اندرکارِ دستگاه خونخوار « امین » و ارتباط مرگ وی را با این رشته ها بیان داشته اند. باری در اینمورد نگارشی داشتم زیر نام « احمد ظاهر مُرد و یا کشته شد؟» که پاسخی بود به ادعا های غوث زلمی روی خواب خوشی که در مورد قتل احمد ظاهر دیده بود.
تا مدتی من هم به این باور بودم که قتل احمد ظاهر بخاطر رشتة بود که وی با « ترون » از طریق خانم اولش « خالده خوبان » داشت.
پس از نشر نوشته « احمد ظاهر مرد و یا کشته شد؟ » یکی از دوستان که خود هنرمند توانائیست و در کشور آلمان اقامت دارد، تلفونی با من به تماس شد و چیزهای در مورد مرگ احمد ظاهر و در رد نوشتة فوق الذکر گفت. آن دوست گرامی که مدتی بعد به غرض دیدار دوستان به کانادا آمد، یکی از نوار های مجلسی احمد ظاهر را برایم آورد که قبلاً نشنیده بودم در این نوار که در منزل یکی از دوستان احمد ظاهر معروف به «صمد دار دار » و در نخستین ایام انقلاب ننگین هفت ثور به ثبت رسیده بود، سرشار از حس نفرت آمیز احمد ظاهر و دوستانش در مقابل عناصر تازه به ظهور رسیده است. احمد ظاهر در حالت نشئه حرفهای رکیکی به آدرس نورمحمد تره کی نثار میکند و در جایی کار را به دشنام های ناموسی میرساند و در لابلای آهنگ معروفش «بگذرد بگذرد ، عمر من بگذرد » چنین میخواند:
ترکی بگذرد ، خرکی بگذرد
تاریکی بگذرد، عمر من بگذرد
و بلافاصله پس از ختم این آهنگ به تره کی دشنام رکیکی نثار میکند. باند مخوف اطلاعاتی خلق که در خونخواری دست بالای داشتند و جوک وار در لابلای اجتماعات مردم میخزیدند، بصورت مخفیانه جزئیات این محفل را ثبت نموده و به ترکی گذارش دادند و ترکی از فرط غضب دستور محو احمد ظاهر را صادر نمود و همین موضوع باعث گردید که در فرصت مناسبی توسط نزدیک ترین دوستش وی را ترور نمایند.
احمد ظاهر، هنرمند سده ها، با یک اشتباه مدهش که بی شبهه به یک عمل انتحاری میماند، میلیون ها دوستدارش را ، حتا تا نسل های بعدی را، در سوگ مرگش نشاند و آنها را از داشتن فانوس تابنده ای محروم ساخت. کودتای هفت ثور روی روحیه بسا از آزاده مردان و آزاده زنان اثری بدی گذاشت اما کمتر کسی از چنین احساسات کشنده برعلیه حکومت هوادار شوروی استفاده نمود.
هنردوستان و بخصوص طبقه جوان همه ساله در کشور های مختلف جهان از سالمرگ این هنرمند توانا تجلیل به عمل میاورند اما هیچگاهی از حقیقت مرگ اسرار آمیز احمد ظاهر پرده برنداشته شده و هیچگاهی کسی نتوانسته محبوب الله پاچا و آن دو دختر شریر را وادارند تا ضمن اعترافاتی از واقعیت مرگ احمد ظاهر پرده بردارند.